ذبيح الله صفا

1112

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

مدح مىگفته آن باشد كه يكى از ممدوحان اين شاعر خواجه غياث الدين محمد معروف به شيخ كجج يا شيخ كججى است كه پيش ازين دربارهء او سخن گفته‌ايم ؛ و بعيد نيست كه ابن نصوح ده نامهء خود را بنام همين غياث الدين محمد ساخته باشد . ظاهر امر چنين است كه ابن نصوح بعد از آنكه اواخر عهد علاء الدولهء سمنانى ( متوفى بسال 736 ) را درك كرده و ازو آداب طريقت و حقايق عرفان را دريافته بود ، به قصد انتخاب حرفهء شاعرى در خدمت سلمان ساوجى درآمد . صحف ابراهيم از ميان مآخذ موجود دربارهء ابن نصوح به اين امر تصريح دارد و در آن چنين آمده است كه « ابن نصوح مسمى بفضل اللّه ، اصلش شيراز و مسكنش تبريز بود ، مريد علاء الدولهء سمنانى و شاگرد سلمان ساوجى است » . ابن نصوح خود نيز در اشعارش بشاگردى سلمان اشاره و بدين امر افتخار كرده و گفته است : كمينه بندهء ديرينهء تو ابن نصوح * كه هست ورد دعاى تو مونس جانش به قسم شعر بر ابناى جنس خود امروز * بس اين كمال كه استاد بود سلمانش ز بهر تقويت بنده زنده بايستى * بدور شاه كه پاينده باد دورانش بنابر اطلاعات موجود نخستين ممدوح ابن نصوح از ميان سلاطين ، سلطان حسين ابن شيخ اويس ايلكانى بود كه از سال 776 تا 784 سلطنت كرد و در اين سال اخير بخيانت برادرش احمد بن اويس در تبريز بقتل رسيد . سلطان حسين آخرين ممدوح سلمان ساوجى استاد ابن نصوح بود و گويا بعد از مرگ آن استاد شاگردش در مدّاحى جانشين وى گرديد و او اين سمت را تا پايان عهد سلطان حسين برعهده داشت و بعد از قتل او در مرثيه‌اش تركيب‌بندى مؤثر ساخته و در آن بر قتل حسين خان تأسف خورده و گفته است : من پيش او چه بودى اگر مرده بودمى * تا قسم مرثيت نشدى رسم مدح خوان اى زر درست شد كه شكستست سكّه‌ات * ز آنرو كه نيست نقش جبينت حسين خان و در جاى ديگر از همين تركيب ببرادرش سلطان احمد تهنيت سلطنت گفته است . پس اين